آینههایی که تغییر میکنند
تأملی درباره شناخت خود در رابطه با دیگران
نوشته دکتر رضا یعقوبی
گاهی تصور میکنیم برای شناخت خود باید از دیگران فاصله بگیریم و به درونمان نگاه کنیم. اما بخشی از آنچه هستیم، در رابطه آشکار میشود: وقتی احساس میکنیم شنیده نشدهایم، از نزدیکشدن کسی نگران میشویم، از مخالفت دیگری میرنجیم یا برای بیان خواستهمان تردید میکنیم.
گروهدرمانی فرصتی فراهم میکند تا این تجربهها را در لحظه وقوعشان ببینیم و درباره آنها گفتوگو کنیم.
خود را در چند آینه دیدن
در گروه، هر عضو ممکن است جنبه متفاوتی از ما را تجربه کند. کسی سکوت ما را نشانه آرامش بداند، دیگری آن را فاصلهگرفتن احساس کند و فردی دیگر در آن تردید یا ترس ببیند. این برداشتها میتوانند پرسشی پیش روی ما بگذارند: آنچه قصد داریم منتقل کنیم، چگونه به دیگران میرسد؟
بازخورد دیگران حکم قطعی درباره شخصیت ما نیست. هر برداشت، هم از رفتار ما و هم از تجربه و حساسیت فرد مقابل تأثیر میگیرد. ارزش گفتوگوی گروهی در این است که میتوانیم این تفاوتها را بررسی کنیم و برای فهمیدن آنها فرصت داشته باشیم.
آنچه میان ما رخ میدهد
ممکن است عضوی از گروه احساس کند دیگران به او توجه کافی ندارند و در پاسخ، کمتر صحبت کند. اعضای دیگر نیز سکوت او را بهمعنای تمایل به فاصلهگرفتن بفهمند و کمتر سراغش بروند. به این ترتیب، رابطهای شکل میگیرد که احساس اولیه او را تقویت میکند.
اگر بتوانیم این چرخه را در گروه ببینیم، امکان گفتوگویی تازه پدید میآید: او چه انتظاری از دیگران داشته است؟ بیان نیاز به توجه چه احساسی در او ایجاد میکند؟ دیگران سکوتش را چگونه تجربه کردهاند؟
در چنین لحظههایی، شناخت خود با فهم سهممان در رابطه پیوند میخورد.
آینهها هم تغییر میکنند
در گروه، دیدن و دیدهشدن فرایندی متقابل است. وقتی کسی تجربهاش را بیان میکند، ممکن است برداشت دیگران از او تغییر کند. همزمان، شنیدن پاسخ آنها میتواند فهم او از خودش و رابطه را دگرگون کند.
برای مثال، فردی که مخالفت را همیشه نشانه طردشدن تجربه کرده است، ممکن است بهتدریج در گروه رابطهای را تجربه کند که در آن اختلافنظر وجود دارد و ارتباط همچنان ادامه پیدا میکند. این تجربه میتواند فرصتی برای بازنگری در انتظارهای آشنای او از رابطه باشد.
فرصت ماندن و فهمیدن
این فرایند همیشه آسان نیست. دیدهشدن ممکن است با شرم، خشم، نگرانی یا میل به عقبنشینی همراه شود. فهمیدن این احساسها به زمان و فضایی نیاز دارد که در آن بتوان درباره تجربههای دشوار صحبت کرد و دوباره به آنها بازگشت.
گروه میتواند چنین فرصتی فراهم کند: فرصتی برای مکثکردن در رابطه، شنیدن تجربه دیگری و یافتن راههایی تازه برای بیان خود.
شاید تصویر صندلیهایی که بر هر کدام آینهای قرار دارد، از همین جهت به تجربه گروه نزدیک باشد. هر آینه زاویهای متفاوت پیش روی ما میگذارد و در جریان این بازتابهای متقابل، خودِ رابطه نیز تغییر میکند.